چه گویم از دل باران، از آن 1 1؟!
که در اقرار انکار خودم در اوج حیرانی
کویر طلعتی بر روی دستانم ورم کرده
هلا ای آسمان! دریاب، این قحطی ظلمانی
پس از هجرانتان دردم، و شعری خسته از گفتن
جنون " هفت آذر " کو؟ سبکبالان نورانی!
هنوزم یادتان بر روی دوش عشق می کردد
هنوزم یادتان دشمن شکن، امواج طوفانی!
گذر از حجم دریایی؛ نگفتی در جواب دل
چه گویم از دل باران، از آن مردان بارانی!
ز. خضری
برچسب:
نویسنده: نیکا نعمتی